​​منابع آموزش زبان انگلیسی و آلمانی | مرجع یادگیری زبان بامبو

داستان کوتاه آلمانی با ترجمه ی فارسی

 

 

 

 

قصه های کوتاه آلمانی همراه با

 

ترجمه فارسی

 

 

 

Das Mittagessen auf dem Hof

 

 

داستان کوتاه آلمانی با معنی فارسی| بامبو

 

 

(Schwank nach Friedrich Hebbel)

Vor vielen Jahren lebte ein reicher Mann. Er hatte einen Diener, der

alle Arbeit machen musste. Der Diener zog den reichen Mann an und er

zog ihn aus. Er wusch ihn und er rasierte ihn. Er kochte ihm auch das

,Essen. Der reiche Mann arbeitete nicht. Er hatte oft schlechte Laune

.weil er sich langweilte

An einem Mittag im Sommer brachte der Diener die Suppe. Der reiche

Mann hatte wieder einmal schlechte Laune. Er schimpfte: „Die Suppe ist

.zu heiß.“ Wütend warf er den Teller mit der Suppe zum Fenster hinaus

Nun wollte er den Braten essen. Aber der Diener war nicht dumm. Er

nahm den Braten, die Kartoffeln und das Gemüse und warf alles auf den

.Hof. Zuletzt warf er auch noch das Tischtuch hinaus

Der reiche Mann schimpfte: „Du Dummkopf wirfst ja das ganze Mittagessen

auf den Hof!“ Da sagte der Diener: „Draußen ist es so schön

warm. Sie haben den Teller mit der Suppe hinausgeworfen. Da dachte

.ich, dass Sie auf dem Hof essen wollen“

 

 

سالیان سال پیش مرد ثروتمندی زندگی می کرد. او یک خدمتکار داشت که تمام کارهای او را باید انجام می داد. خدمتکار لباسهای مرد ثروتمند را از تنش در می آورد و بر تنش می کرد. او را حمام می برد و اصلاحش می کرد. غذایش را هم برایش درست می کرد. مرد ثروتمند هیچ کاری نمی کرد. بیشتر اوقات بداخلاق بود چراکه حوصله اش سر می رفت (کاری برای انجام دادن نداشت و بی حوصله شده بود).

در یک ظهر تابستان خدمتکار غذای او را آورد. مرد ثروتمند دوباره اعصابش بهم ریخته بود. او دعوا کرد و داد زد :" سوپ خیلی داغ است ". با عصبانیت بشقاب را با سوپش از پنجره بیرون انداخت ( پرتاب کرد ). حالا می خواست کباب بخورد ولی خدمتکار که بی عقل نبود , او استیک کبابی, سیب زمینی ها و سبزیجات را برداشت و همه را در حیاط انداخت (بیرون پرت کرد). در آخر نیز رومیزی را هم بیرون انداخت.

مرد ثروتمند با عصبانیت داد زد :" تو کله خراب ( تو دیوانه , تو احمق) تمام ناهار را بیرون ریختی.

خدمتکار گفت :" بیرون هوا خیلی خوب و گرم است. شما بشقاب سوپ را بیرون انداختید و برای همین فکر کردم که می خواهید در حیاط غذا بخورید "  !

 

(ترجمه فارسی : کاری از گروه بامبو دات آی آر)

 

منبع داستان:

https://www.sos-halberstadt.bildung-lsa.de/

 

...........................

 

برای مشاهده فلش کارتهای مکالمه زبان آلمانی همراه با جعبه لایتنر و

همینطور استفاده از سایر منابع آموزشی مانند داستان، مقاله، کالوکیشن،

لغتنامه تصویری و ...، اپلیکیشن بامبو را نصب نمایید.

 

https://cafebazaar.ir/app/ir.bambbo

 

 

اپلیکیشن مکالمه المانی و انگلیسی|بامبو

https://cafebazaar.ir/app/ir.bambbo

 

 

 

موفقیت شما موفقیت ماست

 


از اینکه کپی نمی کنید و به تلاش دیگران احترام می گذارید سپاسگزاریم.

 

 

 

۵
از ۵
۲۶ مشارکت کننده
عالی ترین منابع یادگیری زبان آلمانی و انگلیسی| بامبو

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش